چهار نفر بودند بنامهاي همه كس و يك كس و هر كس و هيچ كس
يك كار مهم وجود داشت كه ميبايست انجام مي شد و از همه كس خواسته شد آن را انجام دهد.
همه كس ميدونست كه يك كسي آن را انجام خواهد داد
هر كسي ميتوانست آن را انجام دهد اما هيچ كس آن را انجام نداد
يك كسي از اين موضوع عصباني شد به خاطر اينكه اين وظيفه همه كس بود.
همه كس فكر ميكرد هر كسي نميتواند آن را انجام دهد اما هيچ كس نفهميد كه هر كسي آن را انجام نخواهد داد.
سرانجام اين شد كه همه كس يك كسي را براي كاري كه هر كسي نمي توانست انجام دهد و هيچ كس انجام نداد سرزنش كرد.
آگهی بهترین وبلاگ

قالب وبلاگ قالب بلاگفا
Sponsored by : وبلاگ

نظرات شما عزیزان: